مرد 800 میلیارد دلاری

به نوشته مجله تک‌لایف، این رقم چنان فراتر از رکوردهای قبلی است که عملا مقیاس اندازه‌گیری ثروت هنگفت را از نو تنظیم کرده است.  این معامله چیزی بیش از افزودن فصلی جدید به داستان شخصی ماسک بود؛ به طوری که دو مورد از سرمایه‌برترین حوزه‌های اقتصاد مدرن - زیرساخت‌های فضایی و هوش مصنوعی - را در یک ساختار شرکتی واحد ادغام کرد. در این فرآیند، قدرت صنعتی بی‌سابقه‌ای تحت کنترل یک فرد متمرکز شد، آن هم در زمانی که دولت‌ها، سرمایه‌گذاران و قانون‌گذاران در تلاشند تا بفهمند که چگونه این فناوری‌ها بازارهای جهانی را تغییر شکل خواهند داد. آنچه در ظاهر، مانند یک افزایش ارزش‌گذاری جذاب دیگر به نظر می‌رسد، در واقع واضح‌ترین نشانه تاکنون است که استراتژی بلندمدت ماسک در حال ورود به مرحله جدیدی است - مرحله‌ای که در آن فضا، محاسبات، انرژی و داده‌ها به بخش‌هایی از یک سیستم تبدیل می‌شوند.

ادغامی که متر و معیار ثروتمندی را تغییر داد

تخمین زده می‌شود که ارزش معامله‌ اسپیس ایکس-xAI برای شرکت ادغام‌شده تقریبا ۱.۲۵ تریلیون دلار باشد. همین عدد به تنهایی آن را در دسته‌ای قرار می‌دهد که تا همین اواخر، فقط کشورهای مستقل و غول‌های نفتی می‌توانستند ادعای مالکیت آن را داشته باشند. برای شخص ماسک، این معامله به جهش ناگهانی بیش از ۸۰‌میلیارد دلار در ثروت کاغذی او منجر شد و دارایی خالص او را در اوج خود از ۸۵۰‌میلیارد دلار عبور داد. برای اینکه این شکاف را بهتر درک کنید، دومین فرد ثروتمند جهان - لری پیج، یکی از بنیان‌گذاران گوگل - اکنون صدها ‌میلیارد دلار عقب است. فاصله بین مقام اول و دوم هرگز تا این حد زیاد نبوده است. در دوره‌های گذشته، ‌میلیاردرها با اختلاف کمی جایگاه برتر را از آن خود می‌کردند. اکنون، این مقیاس به طرز چشم‌گیری گسترش یافته است که ماسک (به تنهایی) در دسته‌ خودش قرار گرفته است. همچنین اولین بار  است که ثروت یک فرد به‌طور مستقیم به یک مجموعه فناوری یکپارچه عمودی شامل موشک‌ها، ماهواره‌ها، مدل‌های هوش مصنوعی، پلتفرم‌های مصرفی و سیستم‌های انرژی گره خورده است. مساله صرفا این نیست که ماسک مالک شرکت‌های ارزشمندی است، بلکه این است که این شرکت‌ها اکنون به شیوه‌هایی که هیچ امپراتوری صنعتی پیشینی به آن دست نیافته بود، یکدیگر را تقویت می‌کنند.

  چرا فضا و هوش مصنوعی اکنون یک کسب‌وکار هستند؟

سال‌ها، اسپیس‌ایکس و xAI به عنوان دو شرکت مجزا که تنها با دیدگاه ماسک به هم مرتبط بودند، توصیف می‌شدند. اما این موضوع از لحظه‌ای که رسما ادغام شدند، تغییر کرد. اسپیس ایکس قابلیت پرتاب، تولید مداری، شبکه‌های ماهواره‌ای و زیرساخت استارلینک را که به سرعت در حال گسترش است و در حال حاضر بخش زیادی از کره‌زمین را با اتصال پوشش می‌دهد، به ارمغان می‌آورد. xAI، گروک، مراکز داده در مقیاس بزرگ، خوشه‌های GPU و جاه‌طلبی برای ساخت سیستم‌های هوش مصنوعی همه‌منظوره که می‌توانند در مقیاس سیاره‌ای عمل کنند را به ارمغان می‌آورد. آنها با هم، چیز جدیدی را تشکیل می‌دهند: شرکتی که می‌تواند بدون تکیه بر هیچ ارائه‌دهنده خارجی، داده‌ها را تولید، پردازش، منتقل و بر اساس آنها عمل کند. فضا به لایه فیزیکی تبدیل می‌شود. هوش مصنوعی به لایه اطلاعاتی تبدیل می‌شود. انرژی، ارتباطات و محاسبات در یک پلتفرم واحد فرو می‌روند.

ماسک آشکارا در مورد استفاده از انرژی خورشیدیِ مداری و مراکز داده فضایی برای حل تقاضای رو به رشد انرژی هوش مصنوعی صحبت کرده است. این شرکت امیدوار است با انتقال محاسبات به مدار، محدودیت‌های شبکه‌های برق زمینی، سیستم‌های خنک‌کننده و کمبود زمین را برطرف کند. ماهواره‌های پیش‌بینی‌شده نه تنها فرستنده هستند، بلکه گره‌های محاسباتی - مراکز داده شناور - هستند که با انرژی خورشید کار می‌کنند. این یک بازی درآمدی کوتاه‌مدت نیست. این یک شرط‌بندی ساختاری است که آینده هوش مصنوعی به یک ستون فقرات فیزیکی کاملا جدید نیاز دارد و آن فضا، آن را فراهم خواهد کرد.

از خودروسازی تا امپراتور زیرساخت‌ها

رسیدن ماسک به این سطح، حاصل یک شرکت واحد نبود، بلکه حاصل همگرایی آهسته‌ چندین کسب‌وکار بود که سال‌ها نامرتبط به نظر می‌رسیدند. تسلا درحالی‌که یک کسب و کار جهانی ذخیره انرژی ایجاد می‌کرد، تسلط خود را در تولید خودروهای برقی و باتری تثبیت کرد. اسپیس‌ایکس بازار پرتاب ماهواره را متحول کرد و بزرگ‌ترین صورت فلکی ماهواره‌ای جهان را ساخت. xAI با گروک وارد رقابت برای مدل‌های زبانی بزرگ شد و خود را به عنوان رقیبی برای بازیگران تثبیت‌شده قرار داد. ایکس که قبلا توییتر بود، به یک موتور داده و پلتفرم توزیع در لحظه تبدیل شد.

هر شرکت به صورت جداگانه، در حال حاضر یک موفقیت نسلی محسوب می‌شود. اکنون آنها با هم شبیه یک اکوسیستم دیجیتال-صنعتی یکپارچه عمودی هستند. وسایل نقلیه، ماهواره‌ها، شبکه‌های برق، سیستم‌های هوش مصنوعی و شبکه‌های ارتباطی دیگر محصولات مجزا و مستقلی نیستند. آنها اجزای یک ماشین واحد هستند. ادغام اسپیس ایکس-xAI این واقعیت را آشکار می‌کند. ماسک دیگر شرکت‌های جداگانه‌ای را که اتفاقا یک بنیان‌گذار مشترک دارند، اداره نمی‌کند. او در حال ساخت یک زیربنایی است که زمین و مدار، سخت‌افزار و نرم‌افزار، انرژی و هوش را در برمی‌گیرد.

سرمایه‌گذاران و منطق جدید ارزش‌گذاری

مدل‌های ارزش‌گذاری سنتی در توضیح اینکه چرا سرمایه‌گذاران حاضرند ارقام تریلیون دلاری را به شرکت‌هایی اختصاص دهند که هنوز هزینه‌های هنگفتی سرمایه مصرف می‌کنند، با مشکل مواجه هستند. پاسخ در این باور نهفته است که هر کسی که زیرساخت‌های هوش مصنوعی و فضا را کنترل کند، قرن بعدی رشد اقتصادی را تعریف خواهد کرد. مراکز داده، شبکه‌های ماهواره‌ای، تراشه‌های پیشرفته، تولید انرژی و سیستم‌های پرتاب، هزینه محسوب نمی‌شوند. آنها به عنوان بلیت‌های ورود به اقتصاد آینده‌ای دیده می‌شوند که در آن هوش، منبع اصلی است. در این زمینه، شرکت‌های ماسک دیگر به عنوان کسب‌وکارهایی که خودرو، دسترسی به اینترنت یا نرم‌افزار می‌فروشند، قضاوت نمی‌شوند. آنها به عنوان پلتفرم‌هایی در نظر گرفته می‌شوند که نحوه ایجاد ارزش در کل صنایع - از لجستیک و دفاع گرفته تا پزشکی و سرگرمی - را شکل می‌دهند. این تغییر در طرز فکر به توضیح این موضوع کمک می‌کند که چرا بازارها ارزشی را پذیرفتند که حتی پنج سال پیش غیرممکن به نظر می‌رسید.

قدرت، سیاست و واکنش جهانی

با افزایش مقیاس، بررسی دقیق‌تر می‌شود. این ایده که یک نهاد خصوصی واحد می‌تواند مراکز داده مداری را اداره کند، یک شبکه ماهواره‌ای عظیم را کنترل کند و سیستم‌های پیشرفته هوش مصنوعی را مستقر کند، پیش از این توجه نهادهای نظارتی در ایالات‌متحده، اروپا و آسیا را به خود جلب کرده است. دولت‌ها زیرساخت‌های فضایی را از نظر استراتژیک حساس می‌دانند. مدل‌های هوش مصنوعی که در مقیاس جهانی عمل می‌کنند، سوالاتی را در مورد حاکمیت داده‌ها، امنیت ملی و استقلال اقتصادی مطرح می‌کنند. وقتی هر دو توسط یک سازمان کنترل می‌شوند، این نگرانی‌ها چند برابر می‌شوند. در عین حال، بسیاری از سیاستگذاران اذعان دارند که بخش دولتی فاقد سرمایه و سرعت لازم برای ایجاد سیستم‌های مشابه به تنهایی است. این یک پارادوکس ایجاد می‌کند: امپراتوری ماسک هم به عنوان یک ریسک و هم یک ضرورت دیده می‌شود.

خود این عدد بدون در نظر گرفتن زمینه تقریبا بی‌معنی است. هیچ‌کس نمی‌تواند ۸۰۰‌میلیارد دلار خرج کند. اهمیت آن در چیزی است که نشان می‌دهد: «کنترل بر حیاتی‌ترین فناوری‌های عصر بعدی.» انرژی الکتریکی، هوش دیجیتال، ارتباطات جهانی و دسترسی به فضا دیگر بازارهای جداگانه‌ای نیستند. آنها در حال ادغام در یک حوزه اقتصادی واحد هستند. ماسک اکنون در مرکز این همگرایی قرار دارد. ثروت او صرفا مجموع قیمت سهام نیست. بلکه معیاری است از اینکه انتظار می‌رود چه مقدار از اقتصاد آینده از طریق سیستم‌هایی که او می‌سازد، جریان یابد.

ظهور فردی با ثروتی بیش از ۸۰۰‌میلیارد دلار فقط یک کنجکاوی نیست. این نشان‌دهنده‌ دگرگونی در چگونگی ایجاد و تمرکز ثروت است. سرمایه‌داری صنعتی، غول‌های نفتی و غول‌های راه‌آهن را به وجود آورد. سرمایه‌داری دیجیتال‌ میلیاردرهای نرم‌افزاری را تولید کرد. مرحله بعدی تولید غول‌های زیرساختی است که پایه‌های فیزیکی و محاسباتی زندگی مدرن را کنترل می‌کنند. جایگاه ماسک در راس آن ساختار ممکن است تغییر کند، اما مدلی که او ارائه می‌دهد احتمالا نسل بعدی قدرت جهانی را تعریف خواهد کرد. فضا، انرژی، داده و اطلاعات دیگر حوزه‌های جداگانه‌ای نیستند. آنها در حال تبدیل شدن به یک سیستم هستند و مسابقه برای کنترل آن تازه آغاز شده است.