نفت؛ قربانی سیاست و تحریم

سخنان دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، درباره دستیابی به یک توافق تجاری با نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند که در آن توقف خرید نفت از روسیه نیز گنجانده‌شده، صرفا یک خبر تجاری نیست؛ بلکه بخشی از یک استراتژی گسترده‌تر برای مهار جریان‌های مالی کرملین و تضعیف توان روسیه در تامین هزینه‌های جنگ اوکراین به‌شمار می‌رود. در این‌میان، هند در موقعیتی قرارگرفته که ناچار است میان منافع اقتصادی کوتاه‌مدت و ملاحظات ژئوپلیتیک بلندمدت، توازن ظریفی برقرار کند؛ توازنی که پیامدهای آن فراتر از روابط دوجانبه، کل بازار انرژی آسیا را تحت‌تاثیر قرار خواهد داد. پس از آغاز جنگ اوکراین در فوریه ۲۰۲۲، هند به‌سرعت به بزرگ‌ترین خریدار نفت روسیه تبدیل شد. تخفیف‌های قابل‌توجه نفت اورال روسیه، در کنار انعطاف‌پذیری پالایشگاه‌های هندی و تمایل دولت دهلی‌نو به کاهش وابستگی به خاورمیانه، زمینه را برای یک چرخش تاریخی در سبد وارداتی این کشور فراهم کرد. در مقطعی، بیش از یک‌سوم نفت وارداتی هند از روسیه تامین می‌شد؛ رقمی که پیش از جنگ، عملا غیرقابل‌تصور بود.

این تحول، هم برای روسیه که تحت‌تحریم‌های شدید غرب به‌دنبال بازارهای جایگزین بود حیاتی محسوب می‌شد و هم برای هند که با استفاده از نفت ارزان‌تر، توانست فشار تورمی را مهار کرده و حاشیه سود پالایشگاه‌های خود را افزایش دهد، اما این مسیر در ماه‌های اخیر با نشانه‌های روشنی از کند‌شدن مواجه شده‌است. داده‌های تجاری نشان می‌دهد صادرات نفت روسیه به هند در ماه دسامبر به پایین‌ترین سطح طی دو سال‌گذشته سقوط کرده‌است. تشدید تحریم‌های آمریکا و اتحادیه اروپا، محدودیت‌های بیمه‌ای و حمل‌ونقل و سخت‌تر‌شدن مبادلات بانکی، جریان نفت روسیه به آسیا را با موانع جدی روبه‌رو کرده‌است، در نتیجه صادرات نفت روسیه به هند در دسامبر ۲۰۲۵ حدود ۲۲‌درصد کاهش‌یافت و به یک‌‌میلیون و ۳۸۰‌هزار بشکه در روز رسید. این کاهش، سهم روسیه از بازار وارداتی هند را به ۲۷‌درصد رساند؛ پایین‌ترین سطح از ابتدای سال‌۲۰۲۳. هم‌زمان، سهم اوپک با افزایش معناداری به بیش از ۵۳‌درصد رسید ‌و نشان‌داد تولیدکنندگان خاورمیانه در حال بازپس‌گیری موقعیت سنتی خود در بازار هند هستند. با وجود این افت، روسیه همچنان بزرگ‌ترین تامین‌کننده نفت هند باقی‌مانده ‌است؛ هم در ماه دسامبر و هم در مجموع ۹ ماه نخست سال‌مالی منتهی به مارس ۲۰۲۶.

پیوند نفتی مستحکم

این واقعیت نشان می‌دهد؛ پیوند نفتی دو کشور هنوز از عمق و استحکام قابل‌توجهی برخوردار است و به‌سادگی قابل‌جایگزینی نیست. یکی از نمودهای بارز این پیوند، پالایشگاه نایارا انرژی است؛ مجموعه‌ای که بخشی از سهام آن در اختیار شرکت روس‌نفت قرار دارد و اکنون تقریبا به‌طور کامل با نفت روسیه فعالیت می‌کند. عقب‌نشینی سایر تامین‌کنندگان تحت‌فشار تحریم‌ها، نایارا را به‌نوعی جزیره روسی در بازار انرژی هند تبدیل کرده‌است. برای مسکو، این پالایشگاه نه‌تنها یک دارایی اقتصادی، بلکه ابزاری راهبردی برای حفظ حضور پایدار در یکی از سریع‌ترین بازارهای در حال رشد مصرف انرژی جهان به‌شمار می‌رود. روابط انرژی هند و روسیه به تجارت نفت‌خام محدود نمی‌شود و لایه‌های عمیق‌تری در بخش بالادستی دارد. شرکت‌های دولتی هند طی سال‌های گذشته سرمایه‌گذاری‌های قابل‌توجهی در میادین نفت و گاز روسیه انجام داده‌اند. شرکت ONGC Videsh، بازوی برون‌مرزی شرکت ملی نفت و گاز هند، به‌دنبال حفظ سهم ۲۰‌درصدی خود در پروژه ساخالین-۱ در شرق دور روسیه است؛ پروژه‌ای که یکی از مهم‌ترین دارایی‌های خارجی هند محسوب می‌شود. علاوه‌بر آن، شرکت‌های Oil India، Indian Oil Corporation و Bharat PetroResources به‌طور مشترک سهام قابل‌توجهی در میادین ونکور‌نفت و تاس یوریخ نفت‌گازودوبیچا دارند که هر دو از زیرمجموعه‌های کلیدی روس‌نفت هستند. ONGC Videsh نیز به‌تنهایی مالک ۲۶‌درصد از ونکور‌نفت است، با این‌حال تحریم‌ها هزینه‌های پنهان این سرمایه‌گذاری‌ها را آشکار کرده‌اند.‌ میلیون‌ها دلار سود سهام این شرکت‌ها در بانک‌های روسیه مسدود مانده و انتقال آن به هند با موانع حقوقی و بانکی روبه‌رو است.

محاسبات اقتصادی دهلی‌نو

 این وضعیت، سودآوری واقعی حضور هند در پروژه‌های بالادستی روسیه را زیر سوال برده و به‌تدریج بر محاسبات اقتصادی دهلی‌نو سایه انداخته‌است، از همین‌رو فشار آمریکا برای کاهش یا توقف خرید نفت روسیه، تنها به تجارت روزانه نفت محدود نمی‌شود، بلکه کل معماری همکاری انرژی میان دو کشور را هدف گرفته‌است. هند اکنون در‌برابر یک انتخاب دشوار قرار دارد. ادامه خرید نفت روسیه، به‌معنای بهره‌مندی از قیمت‌های رقابتی و حفظ مزیت اقتصادی پالایشگاه‌هاست، اما هم‌زمان ریسک اصطکاک بیشتر با ایالات‌متحده و متحدانش را به‌همراه دارد. در مقابل، کاهش واردات از روسیه می‌تواند جایگاه ژئوپلیتیک هند در بلوک غرب را تقویت کند، اما هزینه انرژی را افزایش داده و وابستگی به اوپک و تولیدکنندگان خاورمیانه را تشدید خواهد کرد. این دوگانه، سیاست انرژی هند را به یکی از حساس‌ترین پرونده‌های ژئوپلیتیک آسیا تبدیل کرده‌است. پیامدهای این تحولات فراتر از مرزهای هند و روسیه است. هرگونه کاهش پایدار در خرید نفت روسیه از سوی هند، به‌معنای هدایت این نفت به بازارهای دیگر با تخفیف‌های بیشتر یا کاهش تولید خواهد بود؛ سناریویی که می‌تواند تعادل عرضه و تقاضا در بازار جهانی را تغییر دهد.

قدرت چانه‌زنی

از سوی دیگر، افزایش سهم اوپک در بازار هند، قدرت چانه‌زنی تولیدکنندگان خاورمیانه را تقویت می‌کند و می‌تواند بر سیاست‌های قیمت‌گذاری آنها اثر بگذارد. در این میان، بازار نفت ‌بار دیگر نشان می‌دهد؛ به‌شدت سیاسی است و تصمیمات تجاری، بیش از آنکه صرفا بر مبنای منطق اقتصادی اتخاذ شوند، بازتابی از موازنه قدرت میان دولت‌ها هستند. در نهایت، سرنوشت روابط نفتی روسیه و هند به آزمونی برای آینده نظم انرژی جهانی تبدیل شده‌است. اگر فشارهای واشنگتن موفق شود دهلی‌نو را به کاهش جدی واردات نفت روسیه وادار کند، این پیام روشنی برای سایر خریداران خواهد بود که حتی منافع اقتصادی بزرگ نیز در‌برابر فشار‌های ژئوپلیتیک مصون نیستند، اما اگر هند بتواند بخشی از این همکاری را حفظ کند، نشان خواهد داد که جهان در حال حرکت به‌سوی نظم انرژی چندقطبی‌تری است که در آن، قدرت‌های نوظهور فضای مانور بیشتری دارند. در هر دو حالت، آنچه مسلم است اینکه نفت، همچنان در قلب معادلات سیاست جهانی قرار دارد و روابط روسیه و هند یکی از گلوگاه‌های تعیین‌کننده این معادله در سال‌های پیش‌رو خواهد بود.