ارز مشترک ممکن است؟

آیا گروه بریکس (شامل برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی) هرگز موفق به راه‌اندازی ارزی مشترک خواهد شد که جایگاه دلار را در اقتصاد جهانی متزلزل کند؟من نیز همانند بسیاری از اقتصاددانان متعارف بین‌المللی، همواره این ایده را مردود دانسته‌ام؛ آن هم با وجود اینکه خود مبدع واژه «بریکس» بودم؛ مفهومی که منجر به شکل‌گیری این باشگاه رسمی و گسترش بعدی آن به «بریکس پلاس» شد. اگر بخواهیم بر اساس معیارهای تاریخی و استانداردِ شکل‌گیری ارزهای ذخیره قضاوت کنیم، نخستین پیش‌شرط، قابلیت تبدیل کامل حساب سرمایه است. این یعنی سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی باید بتوانند هر زمان که اراده کردند، آزادانه در کشور صادرکننده ارز سرمایه‌گذاری کرده یا سرمایه خود را خارج کنند. فراتر از آن، ایجاد یک پول مشترک (مشابه یورو) مستلزم تاسیس یک بانک مرکزی جدید و فراملی است.

این امر به معنای آن است که بانک‌های مرکزی کشورهای عضو باید استقلال خود را فدا کنند و دیگر قادر نخواهند بود سیاست‌های پولی را بر اساس اولویت‌ها و شرایط اقتصاد داخلی خود تنظیم کنند. با در نظر گرفتن این پیش‌نیازها، دشوار می‌توان باور کرد که ده عضو فعلی بریکس‌پلاس حاضر به انجام فداکاری‌های لازم برای پشتیبانی از یک رقیب واقعی برای دلار باشند. آیا می‌توان تصور کرد هندوستان استقلال بانک مرکزی خود را به پای بلوک ارزی جدیدی قربانی کند که چین، رقیب استراتژیک و دیرینه‌اش، نیز در آن حضور دارد؟ آیا هند یا چین حاضرند از کنترل‌های سرمایه‌ای خود دست بکشند؟ دلیل اینکه «رنمینبی» (یوان) چین هنوز به گستردگی در سطح بین‌المللی استفاده نمی‌شود، دقیقا انتخاب آگاهانه و تعمدی مقامات پکن برای جلوگیری از ورود و خروج آزادانه سرمایه در این کشور است. این‌ها موانع بزرگی هستند. با این وجود، در ماه‌های اخیر به چند دلیل مشخص در حال بازنگری در دیدگاه‌های پیشین خود هستم. نخست اینکه شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، شخصا نسبت به ایفای نقش پررنگ‌تر رنمینبی به عنوان یک ارز ذخیره جهانی ابراز تمایل کرده است. دوم، رهبران متعدد بریکس پلاس آشکارا مخالفت خود را با تداوم سلطه دلار اعلام کرده‌اند و قطعا مشاوران اقتصادی آنها نیز به اندازه من بر نظریه و تاریخ پولی تسلط دارند. دلیل سوم، «اثر ترامپ» است. رئیس‌جمهور کنونی آمریکا عملا به نهادهایی که پایه‌های قدرت دلار را تشکیل می‌دهند اعلام جنگ کرده است؛ از جمله با پیگیری تحقیقات کیفری با انگیزه‌های سیاسی علیه اعضای هیات‌مدیره فدرال‌رزرو. 

دولت ترامپ همچنین نقش سنتی آمریکا را به عنوان حافظ و تامین‌کننده کالاهای عمومی جهانی علنا رد کرده است. دونالد ترامپ تحت لوای شعار «اول آمریکا»، تمام‌قد به وسواس خود در خصوص تعرفه‌ها میدان داده و در نتیجه این سیاست‌ها، ارزش دلار به‌شدت تضعیف شده است. سایر کشورهای جهان در برابر این رویکرد تهاجمی آمریکا منفعل ننشسته‌اند. اغلب کشورها، حتی بسیاری از متحدان قدیمی ایالات متحده، در حال پیگیری توافق‌نامه‌های تجاری جدید با یکدیگر هستند. تنها در چند هفته گذشته قراردادهای بزرگی اعلام شده است: میان کانادا و چین، اتحادیه اروپا و مرکوسور (آرژانتین، برزیل، پاراگوئه و اروگوئه)، اتحادیه اروپا و هند، و موارد دیگر. درست است که ایالات متحده با در اختیار داشتن ۲۵درصد از تولید ناخالص داخلی جهان همچنان بزرگ‌ترین اقتصاد دنیاست،

اما نباید فراموش کرد که ۷۵درصد باقی‌مانده اقتصاد جهان خارج از مرزهای این کشور قرار دارد. چهارمین عاملی که مرا به تردید واداشت، بازبینی این فرض است که آیا ارزهای بزرگ ذخیره جهانی واقعا نیازمند جریان آزاد سرمایه هستند؟ اگر با دیدی وسیع‌تر به تاریخ بنگریم، این گزاره تنها پس از فروپاشی سیستم «برتون وودز» در سال‌های ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۳ مصداق پیدا کرده است. علاوه بر این، یورو به عنوان یک ارز مبادلاتی میان کشورهای عضو موفق عمل کرده است، حتی اگر کاملا بین‌المللی نشده باشد. دلیل این عدم فراگیری کامل تا حدی این بود که آلمان، به عنوان بزرگ‌ترین عضو، هرگز تمایلی به به چالش کشیدن مستقیم دلار نداشت و مدت‌ها در برابر ایجاد یک بازار اوراق قرضه یکپارچه اروپایی مقاومت می‌کرد. با توجه به تجربه موفق یورو، شاید برای اعضای بریکس‌پلاس (به‌ویژه اقتصادهای بزرگ‌تر) امکان‌پذیر باشد که بدون آزادسازی حساب سرمایه، یک ارز مشترک صرفا برای تسویه مبادلات تجاری میان خود ایجاد کنند. این فرآیند قطعا در ابتدا پرزحمت و پیچیده خواهد بود و احتمالا نیازمند سبدی از ارزهای کشورهای عضو است که بر اساس تولید ناخالص داخلی آنها وزن‌دهی شده باشد. اما اگر این اقدام بخشی از یک استراتژی کلان‌تر برای توسعه تجارت درون‌گروهی بریکس باشد، ارزش تلاش کردن را دارد. این نکته مرا به تأمل نهایی می‌رساند. 

طرفداران استیبل‌کوین‌های دلاری و سایر ارزهای دیجیتال ادعا می‌کنند که این فناوری‌ها سلطه دلار را تعمیق و گسترش خواهند داد. اما استدلال آنها یک حفره بزرگ دارد: دقیقا همین فناوری‌ها می‌توانند مسیر را برای بریکس پلاس هموار کنند تا زیرساخت‌های پرداخت جایگزین و مستقلی برای تسویه تجاری میان خود توسعه دهند. آیا ارز بریکس طرحی شدنی است یا همچنان یک رویای دور از دسترس باقی خواهد ماند؟ پاسخ این پرسش، زودتر از آنچه تصور می‌کنیم روشن خواهد شد.

* وزیر پیشین خزانه‌داری بریتانیا