لید copy

 در سال‌های اخیر، زنان سهم قابل‌توجهی از جمعیت تحصیل‌کرده را تشکیل داده و ترکیب سرمایه انسانی کشور را به‌طور محسوسی تغییر داده‌اند. با‌این‌حال، نرخ مشارکت اقتصادی آنان همچنان در سطوحی پایین باقی مانده و بخش بزرگی از اشتغال زنان نیز در مشاغلی با بهره‌وری و ثبات کمتر متمرکز است. نتیجه این وضعیت، فاصله‌ای معنادار میان «سرمایه انسانی تولیدشده» و «سرمایه انسانی به‌کارگرفته‌شده» است؛ فاصله‌ای که به زبان اقتصاد به کاهش عرضه نیروی کار مؤثر، افت بهره‌وری کل عوامل تولید و کوچک‌تر ماندن ظرفیت بالقوه اقتصاد تعبیر می‌شود. در اقتصادی که با چالش‌هایی چون بیکاری مزمن، نابرابری درآمدی و رشد شکننده مواجه ‌است، مشارکت اقتصادی زنان همچنان متغیری کم‌برآورد شده است. تبعیض جنسیتی نه‌تنها یک مساله عدالت، بلکه یکی از پرهزینه‌ترین ناکارآمدی‌های ساختاری اقتصاد به‌شمار می‌آید.