دو روز پس از نشست مسقط، اولین کنگره ملی سیاست خارجی ایران برگزار شد؛
روایت دیپلماتها از مسیر مذاکرات
کنگره ملی سیاست خارجی و تاریخ روابط خارجی، صبح دیروز یکشنبه ۱۹بهمنماه ۱۴۰۴ در مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه آغاز شد. در طول این نشست دوروزه دیپلماتها و اساتید دانشگاه به بررسی تاریخ روابط ایران با کشورها و نظام بینالملل پرداختند. در این نشست شماری از دیپلماتها، اساتید دانشگاه، پژوهشگران و خبرنگاران حضور داشتند.
تشریح عراقچی از دکترین ترامپ
وزیر خارجه ایران در این نشست با تاکید بر اینکه قوی شدن برای ما یک اجبار است و یکی از رموز قوی شدن نیز قدرت مقاومت است، گفت: «باید بتوان در برابر فشارها ایستادگی کرد. اگر آنها ناوگان خود را اطراف شما مستقر کردند و شما بلافاصله گفتید بسیار خوب، چه میخواهید تا بدهم، یعنی کار تمام است. بعد هم معلوم نیست این عقبنشینی تا کجا ادامه پیدا کند.»
عراقچی خاطرنشان کرد: «سابق بر این، آمریکا هرجا میخواست حمله کند، ابتدا به شورای امنیت میرفت و قطعنامهای، کم یا زیاد، اخذ میکرد که بهنحوی مجوزی برای اقدامش باشد، یا ائتلافی بینالمللی تشکیل میداد تا به اقدام خود مشروعیت بدهد؛ مانند حمله به عراق که ائتلافی متشکل از حدود چهلوشش یا چهلوهفت کشور تشکیل داد تا نشان دهد اقدامش یک اقدام مشروع بینالمللی است. اما رئیسجمهور جدید آمریکا همه اینها را کنار گذاشته و حتی آنها را به تمسخر میگیرد و میگوید این بازیها دیگر وجود ندارد؛ ما قوی هستیم، زور داریم و آنچه میخواهیم باید محقق شود.»
عراقچی در پاسخ به این پرسش که چه چشماندازی را در این درگیری نظام بینالملل برای کشورمان میبینید و تصور میکنید با چه اقدامی باید از این بزنگاه عبور کنیم، گفت: «ما با یک پدیده جدید مواجه شدهایم که همه اصول و قواعد بینالملل و حقوق بینالملل را دگرگون کرده است. آن پدیده چیست؟ همان نظریهای است که رئیسجمهور آمریکا در بدو شروع به کار خود مطرح کرد؛ اینکه من بر اساس نظریه «صلح از طریق زور» عمل خواهم کرد.»
وی با اشاره به اینکه این نظریه جدیدی نیست و پیش از این نیز در روابط بینالملل وجود داشته است اما مدتها کنار گذاشته شده بود، گفت: «ترامپ این رویکرد را نیز بهصورت عریان اجرا میکند؛ هرجا که بخواهد حمله میکند، رئیسجمهور هر کشوری را که بخواهد میرباید، به او میگوید باید این کار را بکنی، به دیگری میگوید باید آن جزیره را به من بدهی، به دیگری میگوید باید نام آن منطقه را عوض کنی. البته سیاست آمریکا همواره همین بوده است؛ رسیدن به مقاصد خود از طریق زور. اگر از من بپرسید بزرگترین چالش امروز ما چیست، پاسخ من چالش ایستادگی است. این ایستادگی هم بر عهده نیروهای مسلح است، هم بر عهده دولت و توانمندی آن دسته از نهادها و مجموعههایی که مسوول تامین توان اقتصادی کشور و معیشت مردم هستند، و هم بر عهده دیپلماسی است؛ دیپلماسیای که بتواند پرچم جمهوری اسلامی را در سراسر جهان برافراشته نگه دارد، از مواضع کشور دفاع کند و بر حقوق مردم ایران بایستد.»
وی ادامه داد: «این همان بازگشت به سیاستهای استعماری قدیم است. اما اگر بتوانید بایستید، از مواضع خود کوتاه نیایید و نترسید ـ و منظور از نترسیدن انجام کارهای غیرخردمندانه نیست ـ حتما تدبیر لازم است، حتما خرد لازم است و دیپلماسی نیز قطعا لازم است؛ دیپلماسی هوشمندانه در این شرایط ضرورت دارد و ما انشاءالله از همه اینها استفاده خواهیم کرد. اما ترسیدن در این شرایط، به نظر من، سمی مهلک است. اگر بترسید و کوتاه بیایید، آنگونه که برخی تنازل را توصیه میکنند، این تنازل پایانی نخواهد داشت.»
وزیر امور خارجه در پاسخ به این پرسش که علت دشمنی افراطی ایران با غرب و آمریکا چیست گفت: «سوال درست و اصلی این است که علت دشمنی افراطی آمریکا با ما چیست. این پرسش، پرسشی اساسی است و باید به آن پاسخ داده شود. شما مثال موضوع هستهای را مطرح کردید؛ در موضوع هستهای، ما در عرصه دیپلماسی چه کاری باید انجام میدادیم که انجام ندادیم؟ مگر مذاکره مستقیم نکردیم؟ دو سال و نیم مذاکرات مستقیم با آنها انجام دادیم؛ شب و روز مذاکره داشتیم. در دو سه مورد، مذاکرات مستقیم با خود آمریکاییها تا صبح طول کشید. اینهمه گفتوگو، اینهمه تلاش صورت گرفت و در نهایت به توافقی به نام برجام رسیدیم. تمام دنیا جشن گرفت و ما اجرای توافق را آغاز کردیم، اما آمریکا از آن خارج شد. آیا این تقصیر ما بود؟»
وی ادامه داد: «امسال نیز، بهرغم همه مسائلی که پیش آمد، وارد مذاکره شدیم. در میانه مذاکرات به ما حمله کردند. آیا این تقصیر ما بود؟ آیا تقصیر مذاکره غیرمستقیم بود و باید مذاکره مستقیم انجام میدادیم؟ علت دشمنی افراطی آمریکا چیست؟ پاسخ همان است که در صحبتهایم توضیح دادم: آمریکا نمیتواند تحمل کند کشوری در برابر او بایستد و از حق خود دفاع کند. میخواهند هر کاری که میخواهند انجام دهند و هر فشاری که میخواهند وارد کنند تا آن کشور از موضع خود عقبنشینی کند.»
مشخص نیست مذاکرات به کجا خواهد انجامید
رئیس دستگاه دیپلماسی با طرح این سوال که در طول یک سال گذشته، چه اقدامی علیه ما انجام ندادند، افزود: «سیاست فشار حداکثری، تحریمهای متعدد و پیدرپی، جنگهای مختلف، و اخیرا نیز بحث عملیاتهای شبهکودتایی که بهطور کامل از بیرون هدایت میشد. به نظر من، باید این واقعیتها را دقیق دید. با وجود همه این اقدامات، به نتیجه نرسیدند و در همه آنها شکست خوردند. در نهایت مجبور شدند دوباره به میز مذاکره بازگردند؛ البته اینکه این مذاکرات به کجا خواهد انجامید، هنوز روشن نیست.»
احتمال فریبکاری دوباره واشنگتن وجود دارد
عراقچی با اشاره به اینکه ما به آنها اعتماد نداریم و احتمال فریب و فریبکاری را حتما میدهیم، گفت: «در همه جلسات نیز تاکید کردهام که ممکن است فریب در کار باشد و کسی نباید فریب بخورد. هر دستگاهی باید کار خود را انجام دهد؛ چه نیروهای مسلح، چه دولت و چه سایر بخشها، باید وظایف خود را مستقل از این مذاکرات پیش ببرند. ما کار خود را انجام میدهیم؛ یا به نتیجه میرسد یا نمیرسد. کشور باید بدون اتکا به مذاکرات و توافقات اداره شود که اداره میشود.»
مذاکره با آمریکا در مسیر درستی قرار دارد
علیاکبر صالحی دیگر سخنرانی بود که در پنل تخصصی به صحبتهای خود پرداخت. این مذاکرهکننده سابق و رئیس کنونی بنیاد ایرانشناسی در حاشیه همایش گریزی به مذاکرات زد. صالحی در پاسخ به پرسش ایرنا مبنی بر ارزیابی دور جدید گفتوگوهای ایران و آمریکا، آن را مثبت دانست و گفت: «اگر برخی بازیگران بینالمللی که دست به شیطنت میزنند، کنترل شوند، من احساس میکنم که این بار مسیر درستی در حال طی شدن است. اظهارنظرهای رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، تا به امروز مثبت بوده است. حال اینکه تا چه حد میتوان به ایشان اعتماد کرد، بحثی جداگانه است.»
وی با اشاره به اینکه ما در حال حاضر باید بر اساس شرایط موجود قضاوت کنیم، گفت: «باید حال و وضعیت کنونی افراد را مبنای قضاوت قرار دهیم. البته از گذشته خاطره خوشی نداریم، اما با تفأل به خیر و با امید به جلو حرکت میکنیم.» رئیس بنیاد ایرانشناسی با اشاره به اینکه وزیر امور خارجه هم در مجموع از مذاکرات ابراز رضایت کردند، گفت: «لذا من فکر میکنم اگر اتفاق خاصی رخ ندهد و ما در داخل کشور یکصدا باشیم، این یکصدایی داخلی موجب افزایش قدرت و پشتوانه قوی برای مذاکرهکننده ما خواهد بود.» وی تصریح کرد: «ما در داخل باید یکصدا باشیم. در خارج از کشور به اندازه کافی دشمن داریم و دیگر نباید خداینکرده در داخل بوی تفرقه به مشام برسد؛ بلکه باید یکصدا باشیم. اگر اینگونه باشد، من ناامید نیستم و ترجیح میدهم خوشبین باشم.»
اولویت باید همسایگان باشد
کمال خرازی، رئیس شورای راهبردی روابط خارجی، سومین سخنرانی بود که در این کنگره ملی به موضوعات سیاست خارجی ایران بهویژه روابط با همسایگان پرداخت. خرازی با تاکید بر اینکه اولویت جمهوری اسلامی ایران در سیاست خارجی باید بهبود روابط با همسایگان باشد، گفت: «همسایگان ما در واقع کسانی هستند که باید با آنان از باب رحمت برخورد کرد.»
خرازی درباره اولویتهای سیاست خارجی و فرمول تنظیم روابط خارجی گفت: «باید بگویم که اولویت اول ما باید همسایگان ما باشد. اگرچه این اولویت دارد اجرا میشود، شاید در گذشته اینگونه نبود. باید اذعان کنیم در این قسمت، یعنی ارتباط با همسایگانمان، اشتباهات زیادی کردیم. صدور انقلاب چیزی نبود که با روشهای نادرست انجام بگیرد. صدور انقلاب یعنی برجستگیها و آرمانهای انقلاب باید در دل دیگران جا پیدا میکرد و آنها را مدافع انقلاب میکرد، چنانکه در خیلی از زمینهها اینگونه شد.»
وی افزود: «بهعنوان مثال، مردم عراق چرا از انقلاب اسلامی دفاع میکنند؟ ما که به آنجا لشکرکشی نکردیم و حتی با آنها جنگیدیم. آنها ارزش انقلاب و آرمانهای انقلاب، ازجمله استقلال را بهخوبی درک کردند؛ بنابراین روش صدور انقلاب باید به گونهای باشد که در دل دیگران جا پیدا کند. لذا در این زمینهها از اول انقلاب اشتباهاتی را مرتکب شدیم که برخی همسایگان از ما نگران شدند و ترسیدند. بنابراین یکی از اولویتهای ما باید ارتباط با همسایگان باشد و روابطمان باید گستردهتر شود.»