توافق «برجام خوب» با ایران ممکن است؟

در این گزارش که ۱۲ فوریه همزمان با مذاکرات-تهدید میان ایران و آمریکا نگارش شده و انتشار آن به منزله تایید محتوای آن نیست، آمده است: بیش از دو دهه است که دیپلماسی بین‌المللی در قبال ایران با هدف جلوگیری از دستیابی این کشور به توانایی هسته‌ای نظامی در جریان بوده است. اگرچه این هدف همچنان معتبر است، اما قابلیت‌های نشان‌داده‌شده تهران، اساسا زمینه استراتژیک هرگونه تلاش دیپلماتیک جدید در این زمینه را تغییر داده است.

اولا، برای نمونه، حملات مستقیم موشک‌های بالستیک ایران علیه اسرائیل نشان داد که این ابزار، ابزاری عملیاتی برای اعمال فشار نظامی و سیاسی است. بنابراین، هرگونه توافق جدید نمی‌تواند به‌سادگی پیشرفت هسته‌ای ایران را کند کرده و جدول زمانی فرضی گریز هسته‌ای را تمدید کند؛ بلکه باید به‌صورت ساختاری و غیرقابل بازگشت، امکان «گریز سریع هسته‌ای» را از بین ببرد؛ از جمله از طریق محدود کردن تلاش‌ها برای یکپارچه‌سازی فعالیت‌های هسته‌ای با برنامه‌های توسعه موشکی.

یک پرسش محوری در سیاستگذاری ایالات متحده این است که آیا گفت‌وگوهای ازسرگرفته‌شده باید صرفا به فعالیت‌های هسته‌ای محدود شود یا به حوزه‌هایی چون پیشرفت‌های موشکی ایران و حمایت از متحدان منطقه‌ای نیز گسترش یابد. پاسخ به این پرسش با یک دوراهی همراه است: تهران احتمالا هرگونه محدودیت جدی در این حوزه‌ها را رد خواهد کرد؛ با این حال، کنار گذاشتن آنها از مذاکرات به‌منزله تداوم یک نقطه‌کور عمده در راهبرد متحدان درباره ایران خواهد بود.

 به‌جای تلاش برای حل این دوراهی گسترده‌تر، رهنمودهای زیر صرفا بر شروط لازم برای یک توافق هسته‌ای موثر تمرکز دارد؛ اما با یک متمم مهم: گنجاندن مقررات جدی مرتبط با برنامه موشکی که به یکپارچگی هسته‌ای و سامانه‌های انتقال تسلیحات مربوط می‌شود. به‌طور کلی، تضعیف ظرفیت ایران برای «گریز سریع هسته‌ای» و تسلیحاتی‌سازی مستلزم محدودیت‌های ساختاریِ پایدار، سازوکارهای راستی‌آزمایی مستمر، و حذف مسیرهای فناورانه‌ای است که امکان گذار سریع از توانمندی هسته‌ای غیرنظامی به نظامی را فراهم می‌کنند.

یکی از درس‌های کلیدی دو دهه گذشته این است که در زمینه محدودسازی فعالیت‌های هسته‌ای ایران جایی برای مماشات وجود ندارد. بازه‌های زمانی‌ای که در توافق‌های پیشین، مانند توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ (برجام)، طولانی به نظر می‌رسیدند، بعدها از نظر راهبردی کوتاه از آب درآمدند؛ تا حدی به‌دلیل تغییرات عمده سیاستی میان دولت‌های مختلف ایالات متحده؛ هرچند بسیاری از ناظران معتقد بودند که حتی اگر مفاد اصلی آن توافق نیز تا پایان‌ دوره خود اجرا می‌شد، باز هم مدت‌زمان آن بیش از حد کوتاه بود.

در هر صورت، نتیجه آن بود که ایران توانست دانش فنی حیاتی هسته‌ای را حفظ کند، سانتریفیوژهای پیشرفته برای غنی‌سازی سریع‌تر اورانیوم را توسعه دهد و گزینه‌هایی را برای آینده خود نگه دارد؛ قابلیت‌هایی که هرچند در پی حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به زیرساخت‌های این برنامه به‌طور قابل‌توجهی آسیب دیدند، اما تنها تا حدی به عقب رانده شدند. در عین حال، تعلل طولانی‌مدت اروپا در فعال‌سازی سازوکار «بازگشت خودکار» (اسنپ‌بک) تحریم‌های هسته‌ای سازمان ملل عملا آنها را بی‌اثر کرد. از این‌رو، چارچوب آینده باید بر پیشگیری ساختاری استوار باشد، نه بر اجرای سیاسیِ اختیاری یا بر این فرض که جمهوری اسلامی رفتار خود را تغییر خواهد داد.

الزامات چارچوب هسته‌ای جدید

در این گزارش ادعاهایی درخصوص الزامات چارچوب هسته‌ای جدید مطرح شده است. از جمله؛

افق زمانی بسیار طولانی‌تر: یکی از جدی‌ترین کاستی‌های برجام این بود که ایده ایجاد مسیرهای دارای مشروعیت حقوقی به‌سوی دستیابی به ظرفیت هسته‌ای در مقیاس صنعتی را پذیرفت؛ آن هم بسیار زودتر از آنچه بسیاری از ناظران، با توجه به ماهیت و رویکرد سیاست خارجی ایران، موجه می‌دانستند. هرگونه توافق آینده باید دارای دوره‌های زمانی بسیار طولانی‌تر باشد: دست‌کم پنجاه سال، و بدون بندهای غروب کوتاه‌مدت که به تهران امکان دهد ظرف یک دهه برنامه هسته‌ای خود را مشروعیت ببخشد و ظرفیت‌های کامل آن را بازسازی کند.

ممنوعیت کامل سانتریفیوژهای پیشرفته: پیشرفت عمدتا مجاز ایران در فناوری سانتریفیوژهای پیشرفته، به‌مرور مستقیم‌ترین مسیر آن برای دستیابی به «گریز سریع» را هموار کرد. ازاین‌رو، چارچوب آینده باید شامل ممنوعیتی مطلق بر تولید، بهره‌برداری یا حتی نگهداری سانتریفیوژهای پیشرفته باشد؛ نه‌تنها مدل‌های فرضی آینده، بلکه مدل‌های موجود ایران از جمله IR-6 ،IR-4 ،IR-2 و IR-8 را نیز در بر گیرد. این ممنوعیت باید در بازه زمانی بسیار طولانی‌تری که در بالا ذکر شد اعمال شود و شامل برچیدن کامل زیرساخت‌های صنعتی مرتبط، تاسیسات تولید قطعات و شبکه‌های تامین نیز باشد.

ممنوعیت مطلق تحقیق و توسعه در زمینه غنی‌سازی: برای جلوگیری از شکل‌گیری ظرفیت پنهانِ گریز هسته‌ای، ایران باید در طول مدت توافق از انجام هرگونه تحقیق و توسعه در حوزه غنی‌سازی و فناوری‌های چرخه سوخت منع شود؛ از جمله آبشارهای آزمایشی، تاسیسات پایلوت غنی‌سازی و شبیه‌سازی‌ها.

غنی‌سازی صفر یا سقف‌گذاری‌شده و ذخایر محدود: معیار ترجیحی آن است که در طول مدت توافق، هیچ‌گونه غنی‌سازی در خاک ایران انجام نشود و هر مقدار محدودی از سوخت هسته‌ای که کشور ممکن است برای نیازهای غیرنظامی آینده خود لازم داشته باشد، از خارج تامین شود.

گزینه غنی‌سازی تحت نظارت

با این حال، اگر این گزینه از نظر سیاسی دست‌نیافتنی باشد، می‌توان غنی‌سازی را تحت نظارت مستمر بین‌المللی در سطوح پایین سقف‌گذاری کرد؛ به‌گونه‌ای که ذخایر مواد شکافت‌پذیر بسیار پایین‌تر از آستانه گریز نگه داشته شوند و هرگونه مواد مازاد مشمول صادرات اجباری باشد.

تعطیلی تاسیسات حیاتی: برخی تاسیسات هسته‌ای ذاتا با یک چارچوب مصون از «گریز هسته‌ای» ناسازگارند و باید به‌طور دائمی از کار انداخته شوند؛ از جمله هر سایتی که در عمق مشخصی زیر زمین ساخته شده باشد. (فاصله دقیق باید بر اساس ارزیابی‌های کارشناسی توسط مذاکره‌کنندگان تعیین شود.) برچیدن دائمی و پلمب کامل این تاسیسات باید بخشی از این فرآیند باشد.

سامانه راستی‌آزمایی مستمر: راستی‌آزمایی فعالیت‌های هسته‌ای آینده ایران باید فراتر از نظارت‌های سنتی کنترل تسلیحات باشد و به استانداردهای شفافیت ضدگسترش نزدیک شود. در عمل، این شامل موارد زیر است:

نظارت مستمر توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی: نظارت بر موسسات دانشگاهی، دانشمندان، زنجیره‌های تامین و تاسیساتی که در تولید و مونتاژ سانتریفیوژ دخیل هستند (روش‌ها و جزئیات دیگر توسط مذاکره‌کنندگان تعیین می‌شود). بیشتر این عناصر در برجام گنجانده شده بود، بنابراین مذاکره‌کنندگان باید تاکید ویژه‌ای بر دو مقرره جدید داشته باشند: دسترسی بدون اطلاع قبلی و نظارت دیجیتال هم‌زمان توسط پرسنل آژانس مستقر در خارج، که با هر دو در مذاکرات سال ۲۰۱۵ توسط تهران مخالفت می‌شد. یک چارچوب مصون از «گریز هسته‌ای» باید شامل نظارت بر تمام فعالیت‌هایی باشد که ممکن است امکان یکپارچه‌سازی فناوری‌های موشکی با برنامه هسته‌ای نظامی را فراهم کنند. علاوه بر این، ممنوعیت جامع بر توسعه موشک‌های بالستیک قاره‌پیما (ICBM) باید اعمال شود، با توجه به ارتباط مستقیم این قابلیت با امنیت داخلی ایالات متحده و اروپا و احتمال دست‌یابی ایران به آن طی چند سال در صورت نبود محدودیت‌های جدید.

ساختار تحریم‌های هسته‌ای مرحله‌ای و قابل بازگشت: توافق جدید باید در چارچوب یک نظام تحریمی تعبیه شود که هرگونه تسهیلات اقتصادی اعطاشده به ایران را مشروط به رعایت مستمر و قابل‌راستی‌آزمایی قرار دهد. حذف گسترده تحریم‌ها از برخی نهادها نیز باید مشروط باشد. سقف صادرات انرژی نیز باید تعیین شود و هرگونه افزایش آن به‌صورت مرحله‌ای و مشروط انجام گیرد، و دسترسی ایران به نظام مالی غرب (شامل شبکه سوئیفت) باید محدود و قابل بازگشت باشد. قابل‌توجه است که اگر توافق بعدی صرفا بر مسائل هسته‌ای متمرکز شود، تسهیلات تحریمی نیز باید محدود به همان حوزه باشد.

چارچوب فوق نشان‌دهنده آن چیزی است که از نظر راهبردی برای جلوگیری از «گریز هسته‌ای» ایران کافی است، نه آنچه تهران احتمالا خواهد پذیرفت. با وجود اینکه تحقق دیپلماتیک ممکن است دشوار باشد، یک نکته روشن است: هر توافقی که از این محدودیت‌های ساختاری کوتاهی کند، ممکن است زمان گریز هسته‌ای را به تعویق اندازد، اما آن را متوقف نمی‌کند و بنابراین همان کمبودهای اصلی برجام را تکرار می‌کند. یک «توافق خوب» با ایران نباید بر اساس ظاهر دیپلماتیک یا کاهش تنش کوتاه‌مدت تعریف شود؛ بلکه باید بر اساس این تعریف شود که آیا به‌طور دائمی توانایی ایران برای گذار سریع از فعالیت‌های هسته‌ای غیرنظامی به ظرفیت هسته‌ای نظامی را تضعیف می‌کند یا خیر.