گزارشگران نیویورکتایمز از تجربه سفر خود در سرزمین طالبان گزارش میدهند؛
توسعه اقتصادی به سبک طالبان
از پشت شیشههای ماشین و اتوبوس، برخی از خسارات ناشی از چند دهه جنگ در حال محو شدن است. عصر یک روز، مردی را دیدیم که هنگام غروب آفتاب، کبوترهایش را آموزش میداد. رانندگان اتوبوس و کامیون قبل از توقف برای خوردن کباب بره، در پمپ بنزینهای تمیز صف کشیده بودند. پسران جوان از کنار مدارس مذهبی پوشیده از پنل خورشیدی که برخی از آنها در پایگاههای نظامی سابق لانه داشتند، دوچرخهسواری میکردند. این افغانستانی است که دولت طالبان در طول چهار سال و نیم گذشته، پس از خروج ایالات متحده، بازسازی کرده است. این همان چیزی است که طالبان میخواهند جهان در تلاش برای جذب سرمایهگذاری و شناخت خارجی ببیند. آنها میگویند نظم، امنیت و نشانههایی از بازگشت اقتصادی وجود دارد. طبق گزارش بانک جهانی، اقتصاد افغانستان سال گذشته ۴.۳درصد رشد داشته که نسبت به ۲.۵درصد در سال۲۰۲۴ افزایش یافته است.
«اقبال نوری»، صاحب یک مغازه تلفن همراه در قندهار، دومین شهر بزرگ افغانستان، گفت: «تمام سلاحهای سنگین و پول دولت قبلی کار زیادی انجام ندادند. ما باید به طالبان اعتماد کنیم. ما گزینه دیگری نداریم». «بزرگراه ۱» زمانی نمونه بارز تلاشهای بازسازی ایالات متحده در افغانستان بود. اما در عین حال به نمادی از میلیاردها دلار کمکهای غربی هدر رفته تبدیل شد. در سال ۲۰۱۶، حسابرسی بازرس کل ویژه بازسازی افغانستان نشان داد که ۹۵درصد از جادههای آسفالتشده، آسیب دیده یا تخریب شدهاند. در بحبوحه درگیریهای مکرر، سفر ۳۰۰مایلی بین کابل و قندهار میتوانست تا ۱۸ساعت طول بکشد. مسافران اکنون میتوانند این سفر را در هشت ساعت به پایان برسانند.
طالبان اکنون در حال بازسازی چیزی هستند که زمانی در طول شورش خود به دنبال برچیدن آن بودند. آنها «بزرگراه ۱» را با دو لاین اضافی گسترش میدهند و محدودیتهای وزنی را برای کامیونها به شدت اعمال میکنند تا آسفالت جدید را حفظ کنند. آنها در هر ۴۰مایل یک مسجد بنا میکنند و از توسعهدهندگان املاک و مستغلات میخواهند که در اطراف آنها ساختوساز کنند. عصر، در یک دکه کنار جادهای توقف کردیم که «نصیبالله خاکسار» در آن بادام و زردآلوی خشک میفروخت. بزرگ شدن در کنار «بزرگراه ۱» به معنای زندگی با وقفههای مداوم بود؛ جایی که بازی کردن در بیرون یا رفتن به مدرسه اغلب غیرممکن بود. او گفت: «دیدن گشت طالبان نشانهای بود که جنگ به زودی آغاز خواهد شد.» خاکسار گفت، اکنون میتواند شبها بدون ترس موتورسیکلت خود را براند و هرگز مغازهاش را قفل نمیکند.
اما آسفالت بیعیب و نقص میتواند یک روکش نازک باشد. از تپهها، جاده مانند ماری تنها به نظر میرسد که از میان یک منظره خشک عبور میکند. کشاورزان میگویند که مزارع آنها بهدلیل خشکسالی و آبهای زیرزمینی آلوده، بیحاصل شدهاند. زنان و دختران در طول سفر تقریبا نامرئی بودند، به جز تعداد کمی که در پشت تاکسیها و اتوبوسهای عبوری دیده میشدند. طالبان عملا آنها را از زندگی عمومی محو کرده، آنها را از اکثر مشاغل و مدارس بالاتر از کلاس ششم منع کرده و سفر طولانی بدون همراه مرد را برای آنها ممنوع کرده است. طبق برآوردهای بانک جهانی، اقتصاد افغانستان ممکن است بهدلیل این امر سالانه ۱.۴میلیارد دلار ضرر کند.
مردانی که در هر ایستگاه با آنها روبهرو شدیم، نگرانیهایی در مورد معیشت خود داشتند. رانندگان کامیون و میوهفروشان، جوشکاران و قصابان همگی گفتند که امنیت بیشتر مورد استقبال است؛ اما کافی نیست. آنها مدام در مورد توسعه لازم برای رهایی افغانها از محرومیت پرسش میکردند. «نور آقا رحمانی»، نجاری که در کنار جاده در استان غزنی کار میکند، گفت: «جوانان بیکار هستند و در خانه نشستهاند و هیچ کاری نمیکنند. ما به کارخانه نیاز داریم.» طبق گزارش برنامه جهانی غذا، بیش از ۴۰ درصد از جمعیت با سوءتغذیه حاد مواجه هستند.
رحمانی، نجار، در مورد فرصتهای در حکومت سابق تحت حمایت ایالات متحده گفت: «قبلا امنیت وجود نداشت، اما کار خوب بود. اکنون امنیت وجود دارد؛ اما مشاغل بسیار کمتری وجود دارد.» همینطور که به کابل نزدیک میشدیم، پایگاههای نظامی ویرانشده در مسیر صف کشیده بودند. ردیفهایی از خانههای متروکه نیز همینطور. در روستایی در استان میدان وردک، تعداد انگشتشماری از ۳۰۰ خانه مسکونی هستند. مسجد نیز متروکه شده و دیوارهایش پر از سوراخ گلوله است. جنگ تمام شده است، اما در بسیاری از نقاط، کسانی که باقی ماندهاند میگویند سکوت صلح با سکوت غفلت همراه بوده است. «گل رحمان حمایت»، یک جنگجوی سابق طالبان، درحالیکه در مقابل ویرانههای خانهاش ایستاده بود، گفت: «اگر کسی را در ردههای بالاتر نمیشناسید، چیزی بهدست نمیآورید.» او گفت که جنگ مادر و دو خواهر و برادرش را از او گرفت، اما حداقل او برای یک هدف میجنگید: استقرار حکومت طالبان. حالا که طالبان هست، «چیزی برای ما نیست.»