شتاب‌زدگی در توسعه خورشیدی‌ها

طبق اعلام شرکت توانیر، تاکنون بیش از ۳۲۰۰‌مگاوات نیروگاه خورشیدی در کشور نصب شده و برنامه‌ریزی برای افزودن دست‌کم ۲۵۰۰‌مگاوات دیگر تا پایان سال‌در دستور کار قرار دارد. در این چارچوب، توسعه‌هزار‌مگاوات نیروگاه خورشیدی پشت‌بامی به‌عنوان تکلیف وزارت نیرو به سازمان انرژی‌های تجدیدپذیر و بهره‌وری انرژی برق (ساتبا) و توانیر ابلاغ شده و ثبت‌نام متقاضیان از طریق پلتفرم‌های منتخب آغاز شده‌است. همزمان، اعطای تسهیلات بانکی برای نصب سامانه‌های خورشیدی نیز کلید خورده و یک بانک دولتی برای پرداخت وام‌های چندصد‌ میلیون‌تومانی به متقاضیان معرفی شده‌است. در ظاهر، این سازوکار قرار است با اتکا به قراردادهای خرید تضمینی برق، پشت‌بام خانه‌ها و ساختمان‌های عمومی را به منبع درآمد پایدار تبدیل کند، اما پرسش اصلی آن است که آیا این تصویر، با واقعیت‌های اقتصادی و فنی پروژه‌ها هم‌خوانی دارد یا خیر.

نگاه تخصصی؛ شرط موفقیت خورشیدی‌ها

حمیدرضا صالحی، عضو کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران، در گفت‌وگو با «دنیای‌اقتصاد» با اشاره به روند فزاینده توسعه سامانه‌های خورشیدی در کشور بیان کرد: اصل‌حرکت به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر، به‌ویژه خورشیدی، اقدامی مثبت و اجتناب‌ناپذیر است، زیرا تنوع‌بخشی به سبد تولید برق و کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی یک ضرورت راهبردی برای اقتصاد ایران محسوب می‌شود. او افزود: مساله اصلی نحوه مواجهه سیاستگذاران با این حوزه است، زیرا تولید برق ذاتا یک فعالیت تخصصی و مهندسی‌محور است و نمی‌توان با آن همانند یک اقدام عمومی و ساده برخورد کرد. به گفته او، در برخی سیاست‌ها چنین القا می‌شود که نصب پنل خورشیدی مشابه نصب تجهیزات معمولی ساختمانی است، درحالی‌که کوچک‌ترین خطا در طراحی زاویه نصب، انتخاب اینورتر، کابل‌کشی یا سیستم حفاظتی می‌تواند بهره‌وری نیروگاه را به شکل معناداری کاهش دهد.

صالحی گفت: اگر قرار است توسعه خورشیدی به‌صورت گسترده دنبال شود، باید زنجیره طراحی، اجرا و بهره‌برداری در اختیار شرکت‌های دارای صلاحیت حرفه‌ای قرار گیرد و نظارت فنی جدی اعمال شود، در غیر ‌این‌صورت، سرمایه‌گذاری‌های انجام‌شده به بازده موردانتظار نخواهد رسید. او تصریح کرد: رویکرد دستوری و تعمیم یک نسخه واحد به همه ساختمان‌ها و مصرف‌کنندگان، با ماهیت فنی این صنعت همخوانی ندارد و لازم است وزارت نیرو میان توسعه کمی و تضمین کیفیت فنی تعادل برقرار کند تا اعتماد عمومی به این بخش حفظ شود.

اقتصاد مقیاس

بررسی هزینه‌های احداث یک نیروگاه خورشیدی یک‌مگاواتی نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری اولیه، بدون احتساب زمین، در سال‌۱۴۰۴ بین ۱۹ تا ۳۱‌میلیارد‌تومان برآورد می‌شود و هزینه به ازای هر کیلووات نصب‌شده در محدوده ۱۹ تا ۳۱‌میلیون‌تومان قرار دارد. بخش عمده این هزینه مربوط به پنل‌ها، اینورترها و سازه‌های نگهدارنده است که وابستگی قابل‌توجهی به واردات دارند و تحت‌تاثیر نوسانات ارزی قرار می‌گیرند. در مقابل، در پروژه‌های خرد پنج کیلوواتی که برای مدارس یا خانوارها طراحی می‌شوند، هزینه نصب حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰‌میلیون‌تومان برآورد شده و درآمد ماهانه‌ای بین سه تا شش‌میلیون‌تومان برای آن پیش‌بینی می‌شود. با وجود جذابیت ظاهری این ارقام، باید توجه داشت که صرفه اقتصادی فناوری‌های خورشیدی به‌شدت تابع مقیاس است و در ظرفیت‌های کوچک، هزینه سرانه تجهیزات، نصب، نگهداری و پایش به‌مراتب بالاتر از پروژه‌های‌مگاواتی تمام می‌شود.

به بیان دیگر، آنچه در مقیاس صنعتی با مدیریت حرفه‌ای، خرید عمده تجهیزات و طراحی بهینه توجیه‌پذیر است، الزاما در سطح یک مدرسه یا یک واحد مسکونی همان بازده را ایجاد نمی‌کند و ممکن است نرخ بازگشت سرمایه واقعی، به‌ویژه با درنظرگرفتن استهلاک، افت راندمان سالانه پنل‌ها و هزینه‌های نگهداری، کمتر از برآوردهای تبلیغاتی باشد.

خطاهای فنی؛ از طراحی تا بهره‌برداری

تجربه سال‌های اخیر نشان می‌دهد که حتی در پروژه‌های بزرگ نیز خطاهای طراحی و اجرا می‌تواند تا ۲۰‌درصد از راندمان سالانه بکاهد. بی‌توجهی به زاویه بهینه نصب پنل‌ها، نسبت نادرست ظرفیت DC به AC در اینورترها، افت ولتاژ بیش از حد در کابل‌کشی و نبود تهویه مناسب برای تجهیزات از جمله خطاهایی است که در استانداردهای بین‌المللی مانند IEC به‌صراحت درباره آنها هشدار داده شده‌است. در مقیاس‌های کوچک و پراکنده، کنترل کیفی این جزئیات دشوارتر می‌شود و احتمال استفاده از تجهیزات غیراستاندارد یا نصب غیرحرفه‌ای افزایش می‌یابد. اتصال نامناسب کانکتورها، ضعف در سیستم ارتینگ و بی‌توجهی به تجهیزات حفاظتی می‌تواند نه‌تنها موجب افت تولید شود، بلکه خطرات ایمنی نیز ایجاد کند.

از سوی دیگر، بهره‌برداری موثر از سامانه‌های خورشیدی مستلزم پایش مستمر عملکرد از طریق سامانه‌های مانیتورینگ و برنامه‌ریزی برای شست‌وشوی دوره‌ای پنل‌ها است؛ امری که در مناطق خشک کشور اهمیت دوچندان دارد و می‌تواند تا ۳۰‌درصد بر بازده اثر بگذارد. در پروژه‌های خرد خانگی یا مدرسه‌ای، تضمین اجرای منظم این فرآیندها همواره با چالش مواجه است.

مدارس و ادارات؛ الزام یا انتخاب؟

برنامه نصب سامانه خورشیدی در ۸‌هزار مدرسه دولتی، از سوی سازمان نوسازی مدارس مطرح‌شده و در مدارس نوساز شش‌کلاسه، نصب حداقل سامانه پنج کیلوواتی در طراحی پروژه لحاظ شده‌است. هرچند از منظر آموزشی و ترویجی، آشنایی دانش‌آموزان با انرژی‌های پاک اقدامی مثبت ارزیابی می‌شود، اما تحمیل‌بار وزنی چندتنی به سازه‌ها و ضرورت تامین امنیت تجهیزات در محیط‌های آموزشی، ملاحظات فنی و هزینه‌ای جدیدی ایجاد می‌کند. در مورد ادارات و بانک‌ها نیز تبدیل نصب پنل خورشیدی به یک الزام اداری می‌تواند به تصمیم‌گیری‌های غیرکارشناسی منجر شود؛ زیرا هر ساختمان از نظر جهت‌گیری، استحکام سازه، الگوی مصرف و دسترسی به شبکه شرایط متفاوتی دارد و نسخه واحد برای همه آنها منطقی به‌نظر نمی‌رسد.

تمرکز شدید؛ زنگ خطر رانت

نکته‌ای که در فضای کارشناسی بیش از همه موردبحث قرارگرفته، تمرکز شدید سیاستگذار بر یک فناوری خاص و تخصیص گسترده منابع تسهیلاتی به آن است. هنگامی که زنجیره تامین تجهیزات (از پنل و اینورتر تا سازه‌های فلزی) عمدتا وارداتی است و چند پلتفرم مشخص به‌عنوان مجری یا واسطه معرفی می‌شوند، این شائبه شکل می‌گیرد که منافع قابل‌توجهی در این مسیر توزیع می‌شود.البته طرح چنین نگرانی‌هایی به‌معنای نفی اصل‌توسعه انرژی خورشیدی نیست؛ بلکه تاکید بر ضرورت شفافیت در فرآیند انتخاب پلتفرم‌ها، نحوه تخصیص تسهیلات، قیمت‌گذاری تجهیزات و سازوکار خرید تضمینی برق است. تجربه سایر حوزه‌های انرژی نشان داده که تمرکز بیش از حد بر یک راه‌حل، بدون تنوع‌بخشی به سبد تولید و بدون تحلیل دقیق هزینه و فایده، می‌تواند به اتلاف منابع بینجامد.

جایگاه خورشیدی‌ها در سبد انرژی

بی‌تردید انرژی خورشیدی یکی از پاک‌ترین منابع تجدیدپذیر است و در کشوری با تابش مناسب، می‌تواند سهم قابل‌توجهی در کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی ایفا کند، اما پرسش راهبردی آن است که آیا اولویت امروز شبکه برق کشور، توسعه پراکنده‌هزاران سامانه کوچک است یا سرمایه‌گذاری متمرکز در نیروگاه‌های مقیاس‌بالا با مدیریت حرفه‌ای و هزینه سرانه کمتر؟ از منظر پایداری شبکه نیز ورود تولید پراکنده بدون تقویت زیرساخت‌های اتصال و مدیریت‌بار می‌تواند چالش‌هایی ایجاد کند و نیازمند سرمایه‌گذاری موازی در شبکه توزیع باشد. 

وسوسه شتاب‌زدگی

بنابراین می‌توان گفت توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر دیگر یک انتخاب لوکس یا تبلیغاتی نیست، بلکه پاسخی ضروری به محدودیت منابع فسیلی، ناترازی تولید و مصرف برق و الزامات زیست‌محیطی است. در این میان، انرژی خورشیدی به‌دلیل گستره تابش در بخش قابل‌توجهی از کشور، دسترسی نسبتا ساده به فناوری و امکان استقرار در مقیاس‌های مختلف، به یکی از گزینه‌های اصلی سیاستگذاران تبدیل شده‌است و بی‌تردید می‌تواند در آینده صنعت برق نقش پررنگی ایفا کند، با این حال آنچه محل تأمل است، شیوه پیشبرد این مسیر است. اگر توسعه خورشیدی به یک موج دستوری و تبلیغاتی تقلیل یابد و بدون‌توجه به اقتصاد مقیاس، کیفیت طراحی و اجرا، زیرساخت‌های اتصال به شبکه و وابستگی ارزی تجهیزات دنبال شود، نه‌تنها بازده موردانتظار حاصل نخواهد شد، بلکه منابع مالی نیز در معرض اتلاف قرار می‌گیرد.

تمرکز صرف بر افزایش عدد ظرفیت نصب‌شده، بدون سنجش دقیق بهره‌وری واقعی و هزینه تمام‌شده هر کیلووات برق تولیدی، می‌تواند تصویر غیرواقعی از موفقیت ارائه دهد. از سوی دیگر، تخصیص گسترده تسهیلات و معرفی مسیرهای محدود برای اجرا، اگر با شفافیت کامل همراه نباشد، زمینه شکل‌گیری شائبه رانت را فراهم می‌کند و اعتماد عمومی را تضعیف می‌سازد. سیاستگذار ناگزیر است میان هیجان توسعه سریع و ملاحظات فنی و اقتصادی توازن برقرار کند و به‌جای رویکرد یکسان برای همه، شرایط اقلیمی، فنی و اقتصادی هر پروژه را به‌طور مستقل ارزیابی کند. تنها در چنین چارچوبی است که خورشیدی‌سازی می‌تواند از سطح یک شعار جذاب فراتر رود و به راهکاری پایدار، اقتصادی و قابل‌اتکا برای تقویت صنعت برق کشور تبدیل شود.