پیچیدگی منافع
آیا میتوان گلوگاه نفت را فشرد؟
در درجه نخست، تعداد عرضهکنندگان در آن روزها اندک بود و حذف تمام کشورهای عربی تولیدکننده نفت به ناگاه چنان گسلی در عرضه بازار نفت ایجاد کرد که باعث شد صفهای طولانی در کشورهای توسعهیافته ایجاد شود، اما چرا در زمان تحریم نفتی ایران و نخستوزیری مصدق و نهضت ملی شدن صنعت نفت این اتفاق نیفتاد؟ چون حذف ایران از بازار برای به وجود آوردن کمبود عرضه کافی نبود. پس تشکیل اوپک و همصدایی کشورهای عربی با عربستان باعث ایجاد کمبود در عرضه نفت شد و اقدام ایران در تقاضای قیمت بالاتر باعث افزایش قیمت شد. اما در سال ۱۹۷۹ مجدداً بازار نفت جهان با انقلاب ۵۷ و بعد کاهش عرضه دو غول بزرگ اوپک یعنی ایران و عراق در جنگ همسایگان غافلگیر شد و ازآنجاکه بهنوعی ایران از مهمترین لیدرهای اوپک بود جایگزینی کاهش عرضه نتوانست آنقدر سریع اتفاق بیفتد که بازار را از شوک خارج کند و قیمت تا ۴۰ دلار افزایش یافت.
از آن پس به نظر میرسد افزایش عرضهکنندگان جهانی نفت و گاز و توسعه نفت غیرمتعارف بازار نفت را از حالت یک مجموعه با قابلیت تلاطم در مواجهه با شوکهای عرضه به استخری بزرگ که جریان ورودی و خروجی با عواملی باواسطه با هم در تماساند و وجود ضربهگیرهای مختلف همواره از ورود شوک قیمتی جلوگیری میکنند، تبدیل کرده است. در چنین بازار پویایی، افزایش فزاینده قیمت نفت و گاز، که از سوی دهها عرضهکننده به بازار تزریق میشود؛ باعث افزایش تورم و نرخ بهره بانکها میشود و این یکی از نگرانیهای مصرفکنندگان، بهویژه مصرفکنندگان صرف همانند چین، هند، ژاپن و ترکیه است.
از سویی بنگاههای عرضهکننده در پی عرضه نفت ارزان نیستند، اگرچه افزایش افسارگسیخته نه برای بنگاههای عرضه مناسب است و نه برای کشورهای تولیدکننده، اما قیمت حدود ۱۰۰ دلار آرام و بیهیجان شاید آنقدر مناسب باشد که در درازمدت رکود به وجود نیاورد و البته این قیمت باید بارها با افزایش عرضه یا کاهش عرضه در بازه نوسانی ۲۰ دلار رو به پایین کنترل شود و در پایان میبینیم که این زورآزمایی میان بنگاههای پولی و مالی و بنگاههای عرضه نفت در بازه ۶۰ تا ۱۰۰دلاری نفت را کنترل میکند.
در سالهای گذشته یا به بیانی دقیقتر، پس از رکود ۲۰۰۸ بالاترین قیمتی که نفت به خودش دید، ۱۳۹ دلار بود، آنهم پس از حمله روسیه به اوکراین و آنهم برای مدت سه ماه یعنی حتی شوکی به بزرگی جنگ روسیه و اوکراین و سپس تحریم نفت روسیه هم نتوانست بیش از سه ماه دوام بیاورد و اکنون قیمت برنت چیزی حدود ۶۷ دلار است، درحالیکه بازار مالی انتظار ۷۵ تا ۹۰ دلار و بازار نفت انتظار ۱۰۰ دلار را میکشد.
از پیشتر به خاطر داریم که تنش در خاورمیانه و خلیج فارس حتی نتوانست باعث اخم بازار نفت در سالهای گذشته شود، گواه آن هدف قرار گرفتن زیرساخت در امارات و عربستان که حتی تکانی هم به قیمت نداد. بهسادگی با بررسی بازارها میتوان چنین پیشبینی کرد که در آینده تنشهای ژئوپلیتیک تا حد زیادی با جذبکنندههای شوک همچون ورود تولیدکنندگان جدید همانند کشورهای آفریقایی، ونزوئلا و روسیه حذف شده؛ استفاده از ظرفیت افزایش تولید از سوی عربستان، آمریکا، کانادا، عراق، کویت، لیبی و سایر کشورهایی که ظرفیتی برای افزایش دارند، کنترل میشود. مگر اتفاقی خارقالعاده و نادر که بلندمدت باشد و زور طرفین تنش به آسانی به هم نرسد. حتی شوکهای بزرگ از نوع جنگ و حتی مسدود شدن گذرگاهها اگر بلندمدت نباشد که احتمالاً اتفاق افتادن بلندمدت آن غیرممکن است، نمیتواند افسار قیمت نفت را برای بازه زمانی طولانی از کنترل گردانندگان خارج کند.
پس آنگونه که سیاسیون لاف آن را میزنند نفت مانند گذشته ابزار نظامی نیست یا حداقل ابزار آسانی نیست، زیرا منافع بسیاری به آن گره خورده است و لاجرم هر کدام از بازیگران افساری بر آن بسته و کنترل میکنند. در پایان توجه به این نکته جالب است که اگر قیمت نفت بهدلیل تنشها افسارگسیخته شود، دلار در مقابل یورو تقویت میشود و برعکس ین ژاپن، روپیه هند و لیر ترکیه بهشدت آسیب میبینند. همچنین اگر کشورمان طرفی از این تنش باشد و نتواند از نردبان افزایش قیمت بهدلیل عرضه بینالمللی سود ببرد، با توجه به اینکه اقتصاد ایران و ریال همین حالا هم در رکود به سر میبرد، به معنای واقعی اقتصاد ایران با مشکل شدید روبهرو میشود. البته این نکته چیزی نیست که نیاز به تحلیل چندانی داشته باشد، زیرا با توجه به افزایش عرضه نفت ارزان روسیه در بازار چین و قیمتهای پایینتر از ایران، همین حالا هم نفت ایران در حال حذف شدن از بازارهای جهانی است.