ممنوعیت شبکه‌های اجتماعی؛ ساده اما ناکارآمد

گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد- محمدامین مکرمی: افکار عمومی نیز عمدتا با این رویکرد همراه است. بسیاری از والدین، تحت تاثیر روایت‌هایی از سوءاستفاده‌های آنلاین یا مواجهه نوجوانان با محتوای مرتبط با خودآزاری، به این نتیجه رسیده‌اند که ساده‌ترین راه، بستن درهای این فضا به روی فرزندانشان است.

با این حال، سرمقاله اخیر نشریه اکونومیست استدلال می‌کند که این راه‌حل ساده، می‌تواند پیامدهایی پیچیده و حتی زیان‌بار داشته باشد. نگرانی‌ها بی‌پایه نیست. مواردی از فریب کودکان برای ارسال تصاویر خصوصی یا هدایت آنان به سمت محتوای مخرب، شوک اجتماعی ایجاد کرده است. در سطحی کلان‌تر نیز این پرسش مطرح است که آیا شبکه‌های اجتماعی نسل جدید را مضطرب‌تر و منزوی‌تر کرده‌اند؟

اما از منظر تحلیلی، شواهد قطعی درباره وارد آمدن آسیب گسترده و همگانی به سلامت روان نوجوانان هنوز محدود است. برخی کودکان آسیب‌پذیرند و نیاز به حمایت دارند، اما تعمیم این وضعیت به کل یک نسل، نیازمند داده‌های قوی‌تری است. سیاست‌گذاری مبتنی بر ترس عمومی، بدون پشتوانه علمی کافی، می‌تواند به نتایجی معکوس بینجامد.

نخستین مساله، دشواری اجرای ممنوعیت است. تجربه کشورهایی که به این سمت رفته‌اند نشان می‌دهد نوجوانان به سرعت راه‌های دور زدن محدودیت‌ها را پیدا می‌کنند. افزون بر این، مرزبندی میان انواع خدمات آنلاین ساده نیست. اگر برخی برنامه‌های ارتباطی یا بازی‌های اینترنتی از شمول قانون خارج شوند، بخشی از همان آسیب‌ها همچنان در آن فضاها ادامه خواهد یافت. حتی این خطر وجود دارد که نوجوانان به سمت سایت‌های کمتر شناخته‌شده و ناامن‌تر سوق داده شوند.

از سوی دیگر، بالا بردن سن مجاز تنها زمان مواجهه را به تعویق می‌اندازد. نوجوانی که تا ۱۶ سالگی از این فضا دور نگه داشته شده، ناگهان با دسترسی کامل و بدون تجربه قبلی وارد محیطی پیچیده می‌شود. در این میان، ممنوعیت می‌تواند حس امنیت کاذبی برای خانواده‌ها و سیاستمداران ایجاد کند، بی‌آنکه مهارت استفاده ایمن و مسئولانه تقویت شده باشد. به همین دلیل، برخی نهادهای مدافع حقوق کودک نیز با ممنوعیت‌های سراسری مخالفت کرده‌اند.

نکته مهم دیگر، نادیده گرفتن کارکردهای مثبت این فضاهاست. برای نوجوانانی که به دلایل جغرافیایی، اجتماعی یا فردی احساس انزوا می‌کنند، شبکه‌های اجتماعی می‌تواند امکان یافتن دوستان همدل و دسترسی به منابع حمایتی را فراهم کند. این پلتفرم‌ها همچنین به یکی از مسیرهای اصلی دسترسی نسل جدید به اخبار و تحولات روز تبدیل شده‌اند. حذف کامل این امکان، به معنای قطع بخشی از ارتباط آنان با جهان پیرامون است.

همچنین این تصور که با ممنوعیت، نوجوانان به فعالیت‌های سالم‌تر روی می‌آورند، چندان واقع‌بینانه نیست. بسیاری ممکن است زمان بیشتری را صرف بازی‌های رایانه‌ای یا تماشای برنامه‌های آنلاین کنند. از منظر اجتماعی، بخشی از حضور پررنگ نوجوانان در فضای دیجیتال، نتیجه محدود شدن حضور آنان در فضاهای عمومی طی سال‌های اخیر است. اکنون نمی‌توان بدون بازنگری در این روند، صرفا با ابزار منع قانونی مساله را حل کرد.

در برابر این چالش، راهکار جایگزین می‌تواند تمرکز بر اصلاح مقررات و طراحی پلتفرم‌ها باشد. الزام شرکت‌های فناوری به ارائه داده‌های دقیق‌تر درباره نحوه استفاده نوجوانان از خدماتشان، امکان سنجش بهتر آسیب‌ها را فراهم می‌کند. بازنگری در ویژگی‌هایی که استفاده طولانی‌مدت را تشویق می‌کند و تقویت نظارت بر محتوای ارائه‌شده به کاربران کم‌سن، از دیگر اقداماتی است که می‌تواند موثر باشد.

مساله اصلی حذف نوجوانان از فناوری نیست، بلکه مدیریت هوشمندانه حضور آنان در این فضاست. نسل جدید حق دارد در تحولات دیجیتال سهیم باشد. مسئولیت سیاست‌گذاران و خانواده‌ها، ایمن‌تر و سالم‌تر کردن این حضور است؛ نه انتخاب راه‌حلی که در ظاهر قاطع، اما در عمل پرهزینه و کم‌اثر است.