در صورت طولانی شدن بحران‌های روانی چه اتفاقی می‌افتد؟/ تحلیل یک روان‌شناس را بخوانید

الهام فخاری، روان‌شناس و عضو ادوار شورای‌شهر تهران می‌گوید:

با در نظر گرفتن شرایط کنونی داخلی و خارجی باید به این مورد اشاره کنم که حتی اگر وقوع جنگ قطعی نباشد افزایش تحریک‌پذیری و کاهش آستانه تحمل شهروندان را مشاهده می‌کنیم. در این وضعیت به‌دلیل کاهش آستانه تحمل واکنش‌های هیجانی به حاشیه‌های پیرامون می‌تواند شدیدتر باشد و حس‌هایی مانند ترس، عصبانیت و البته خشونت می‌تواند آنی و نامتناسب باشد.

اگرچه این واکنش‌‎ها رفتارهای طبیعی انسانی هستند ولی در شرایط تهدید مستمر، بیش‌فعال می‌شوند و گاه به شکلی ناکارآمد بروز می‌کنند.

افراد در برابر ساده‌ترین کلمات، سوءتفاهم‌ها یا حتی برخوردهای ناخواسته شدیدتری نشان می‌دهند و تحمل خطاهای اطرافیان و به‌خصوص خانواده به‌شدت کاهش یافته است. این کاهش آستانه تحمل، روابط جامعه را تحت فشار قرار می‌دهد.

باید به مورد دیگری هم اشاره کنیم که افراد نسبت به دارایی‌ها، برنامه‌های روزمره و فعالیت‌های شغلی خود واکنش‌های افراطی‌ نشان می‌دهند. در چنین شرایطی، توسعه، رشد، خلاقیت و جست‌وجوی فرصت‌های تازه در اولویت نیست زیرا دغدغه اصلی، حفظ امنیت روانی و زیستی است.

بسیاری از فعالیت‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی کاهش یافته یا متوقف شده است. برنامه‌هایی مانند سفر، تفریح و فعالیت‌های فراتر از نیازهای اولیه کنار گذاشته شده و جامعه در حالت انتظار و گوش‌به‌زنگی قرار دارد.

این وضعیت علاوه بر فشار روانی، پیامدهای مالی و اقتصادی قابل‌توجهی دارد. بلاتکلیفی ناشی از بحران می‌تواند به تعطیلی موقت کسب‌وکارها منجر شود و فشار مالی سنگینی بر افراد وارد کند. در صورت طولانی شدن بحران‌های روانی، برخی بخش‌های زندگی که پیش‌تر اهمیت داشتند، به‌تدریج حذف می‌شوند و حتی ممکن است به‌طور کامل از بین بروند.

ادامه این شرایط به فرسایش روانی و افزایش ناامیدی کشیده می‌شود. نبود برنامه جامع و چشم‌انداز روشن، کیفیت تغذیه، معاشرت‌ها، رفت‌وآمدها و روابط اجتماعی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. افراد دیگر توان یا انگیزه سازمان‌دهی دیدارهای دوستانه، فعالیت‌های مدنی یا اقدامات خیرخواهانه را مانند گذشته ندارند و شبکه‌های اجتماعی به‌تدریج خلوت‌تر خواهند شد.

آگاهی از این واکنش‌ها باید به افزایش سواد عمومی و آمادگی پیشینی برای مواجهه با شرایط بحرانی منجر شود. یکی از خلاءهای مهم در چنین موقعیت‌هایی، نبود آمادگی عمومی است. در کنار پیام‌های روحیه‌بخش، لازم است بر آمادگی عملی تاکید شود.

افراد باید برای حمایت از خانواده و نزدیکان خود برنامه‌ریزی داشته باشند و شبکه‌ای از افراد قابل‌اعتماد شکل دهند تا در مواقع بحرانی بتوانند از یکدیگر پشتیبانی کنند.

همان‌طور که آمارهای اقتصادی همواره در هر مرحله‌ای از سال مورد پایش قرار می‌گیرد پایش ملی بهداشت روان هم باید در دستور کار قرار بگیرد. برخی از اختلال‌ها روانی، نیازمند حمایت اجتماعی و درمان پایدار است ولی بخش زیادی از آن‌ها با افزایش آگاهی، پیشگیری و خدمات روان‌شناختی قابل کنترل و درمان‌اند.

ما نیازمند گزارش‌های منظم از وضعیت روانی کشور و آگاهی خانواده‌ها و مسوولان از اهمیت بهداشت روان هستیم. بسیاری از چالش‌های اجتماعی و سازمانی ریشه در ناآگاهی یا کمبود مهارت‌های روانی دارند. از سوی دیگر، هزینه بالای خدمات روان‌درمانی برای مردم مانعی جدی است که باید با اقدام ملی برطرف شود و منابع کافی برایش در نظر گرفته شود.

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.